همیشه باخودم کلنجار می رفتم که باید اعتقاد و ایمان قلبی داشته باشم تا بتونم به یقین برسم که خدا کمکم میکنه ، ولی ته دلم همیشه می لزید که نکنه نشه نکنه بد بیاری بیارم یه جورایی دلم قرص نبود ، تا اینکه یه روز به خودم گفتم چجور خدای هندو بت مشرک و قبر پرستا از خداشون حاجت می گیرن ولی من ته دلم میلرزه و شک دارم اونم به خدای جهانیان ، با خودم کلی کنجار رفتم و تصمیم گرفتم که یقین حاصل کنم ک خدا کمکم میکنه واسم میرسونه ، یه روز امتحانی اندکی صدقه دادم گفتم من ایمان دارم که خدا دو برابر واسم میرسونه اینبار بدون ترس و دلهره یقین حاصل کردم دیری نگذشت چند روز بعد دوبرابر واسم رسید ، خدای مهربون همیشه هست و یاری رسان این خود ماییم که قلباً بهش یقین نداریم و با شک و تردید صداش می کنیم ، اینبار بدون ترس با یقین صداش بزن بی جواب نمی مونی ،
نوشته شده در پنجشنبه ۶ مهر ۱۳۹۶ساعت 2:14 توسط رانیا|
برچسب:
نویسنده: رادین محمدی